معرفی فردوسی
فردوسی در سال ۳۱۹ هجری شمسی، مصادف با ۳۲۹ هجری قمری و ۹۴۰ میلادی در روستای پاژ توس به دنیا آمد. پدر فردوسی در طبران توس دارای مال و اموال و جایگاه مناسبی بود. خانواده فردوسی از دهقانان صاحب زمین و ثروت بودند و به همین دلیل، فردوسی در دوران نوجوانی و جوانیاش در آسایش و راحتی زندگی کرده است.
تمکن مالی فردوسی باعث شد او بتواند دوران نوجوانی و جوانی را صرف مطالعه تاریخ و به دست آوردن علم کند. فردوسی هرچه بیشتر در تاریخ ایران پیش میرفت و مطالعه میکرد، به داستانها و افسانههای کهن ایرانی بیشتر علاقهمند میشد؛ تا جایی که تصمیم به نوشتن مجموعهای عظیم از داستانهای اساطیری ایرانیان گرفت. دوران کودکی فردوسی با دوران پادشاهی سامانیان همزمان بود و پادشاهان سامانی به ادبیات ایران علاقه بسیار داشتند.
از زمان دقیق ازدواج فردوسی نیز تاریخ مشخصی در منابع ذکر نکردهاند؛ اما پسر فردوسی در سال ۳۵۹ هجری قمری به دنیا آمده است. فردوسی دو فرزند، یک دختر و یک پسر داشته است؛ که پسرش را در زمان حیات از دست داد.
به نظم در آوردن کتاب فردوسی، شاهنامه، در حدود ۳۰ سال به طول انجامید و در این مدت فردوسی تمام زمان خویش را در راه تحقیق و نوشتن این کتاب صرف میکرد. در طول سالهای عمر فردوسی، ثروت او در راه نوشتن شاهنامه و گذران زندگی، از دست رفت.
با وجود ارزش فردوسی و شاهنامه برای ادبیات اصیل ایران، بهدلیل کمبود منابع معتبر، اطلاعات در مورد سال وقایع مختلف در زندگی این شاعر، با ابهام همراه است. تاریخهای ارائه شده در منابع مختلف در بازهای تقریبی هستند. سال آغاز سرودن شاهنامه نیز بهدرستی معلوم نیست؛ اما بنا به روایتهای مختلف، فردوسی بین سالهای ۳۷۰ یا ۳۷۱ هجری قمری، به نظم در آوردن شاهنامه را شروع کرده است؛ گرچه با تأمل در زندگی فردوسی میتوان نتیجه گرفت، فردوسی از همان سالهای آغاز جوانی شعر میسروده است.
در طول سالهای بعد، پس از اتمام ثروت فردوسی، تنی چند از بزرگان خراسان، فردوسی را برای به پایان رساندن کتابش یاری کردند؛ اما پس از دوره سامانیان، غزنویان از فردوسی حمایت نکردند. با استناد به منابع تاریخی، شالوده شاهنامه در ذهن فردوسی با پیروی از شاهنامه ابومنصوری شکل گرفته است. در سال ۴۰۰ هجری قمری، فردوسی در سن ۷۱ سالگی نسخه جدیدی از شاهنامه را ویرایش کرد.
با وجود حمایت علاقهمندان تاریخ و ادبیات کهن در خراسان، فردوسی مورد بیمهری زیادی قرار گرفت و در سالهای پایانی عمرش مهجور ماند. دلیل این مسئله یکی کم لطفی سلطان محمود غزنوی بود و دلیل دیگر آن، شیعه بودن فردوسی است. برای مسلمانان خراسان قبول شیعیان در زمان حیات فردوسی دشوار بود و به همین جهت او را از خود میراندند.
برای زمان فوت فردوسی نیز روایت دقیقی وجود ندارد. بر طبق روایتهای مختلف، فردوسی حوالی سال ۳۹۷ هجری خورشیدی یا ۴۱۱ هجری قمری، جان سپرده است. در شاهنامه نیز به اعداد ۷۶ و ۸۱ سال در مورد عمر فردوسی، اشارههایی دیده میشود. میتوان از اطلاعات موجود نتیجه گرفت که فردوسی در حدود ۸۰ سال عمر کرده است.
آرامگاه فردوسی کجاست؟
آرامگاه فردوسی امروزه در ۲۰ کیلومتری شمال غربی شهر مشهد، در مسیر عبوری بهسمت کلات نادری و در نزدیکی شهر تاریخی طبران و بقعه تاریخی هارونیه قرار دارد. روستای پاژ (زادگاه فردوسی)، امروزه با نام روستای فاز شناخته میشود. این روستا امروزه در ۲۸ کیلومتری آرامگاه او قرار گرفته است.
همان طور که در قسمت قبل اشاره کردیم، زمان درستی از تاریخ مرگ فردوسی در دست نیست؛ اما مرگ او در دورانی سخت و در شرایط نا به سامان مالی بوده است. بنا به روایتهای به جا مانده از نظامی گنجوی، مرگ فردوسی همزمان با تصمیم سلطان محمود غزنوی به دلجویی از فردوسی و پرداخت پاداش بابت سرودن شاهنامه، به او بوده است.
فردوسی در سال ۴۱۱ هجری قمری از دنیا رفت. از دفن فردوسی در قبرستان توس ممانعت شد؛ زیرا در آن زمان دفن مسلمانان شیعه را در این قبرستان ممنوع کرده بودند. سرانجام فردوسی را در حیاط خانه خودش دفن کردند و یکی از حاکمان محلی غزنویان، بنایی در محل مقبره فردوسی ساخت. در طول زمان این آرامگاه رو به ویرانی میرفت، تا زمان حکومت پهلوی که در طی سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۳، به دستور رضا شاه پهلوی و توسط انجمن میراث فرهنگی، بنای آرامگاه فردوسی را کامل بازسازی کردند. در سال ۱۳۱۳ و همزمان با آیین هزاره فردوسی از بنای جدید آرامگاه فردوسی رونمایی شد. در سال ۱۳۴۸، هوشنگ سیحون، معمار برجسته ایرانی، طراحی آرامگاه را تکمیل کرد و شکل امروزی بنای آرامگاه فردوسی، نتیجه طراحی استاد هوشنگ سیحون است.
سالهای زندگی ابوالقاسم فردوسی با دوران حکومتهای سامانیان و غزنوی همزمان شد. در دوره سامانیان، فردوسی روزگار خوشی داشت. پس از اتمام سرایش شاهنامه، دوران حکومت غزنویان آغاز شده بود و جوانی و ثروت فردوسی نیز، از دست رفته بود.
فردوسی شاهنامه را با الهام از حس ایراندوستی و اخلاق گراییاش سرود و هرگز برای به نظم در آوردن آن رو به تملق از پادشاهان نیاورد. در سالهای پیری، بهدلیل تنگدستی و با هدف گسترش و حفظ شاهنامه، با ویرایش بخشهایی از آن، به دیدار سلطان محمود غزنوی در غزنین رفت؛ اما سلطان محمود غزنوی شایسته فردوسی با او رفتار نکرد و شاهنامه را سبک شمرد.
در بعضی روایتها دلیل مخالفت سلطان محمود غزنوی با فردوسی را بهدلیل گرایش فردوسی به مذهب شیعه عنوان کردهاند. بدگویی و حسادت اطرافیان و اهل دربار سلطان محمود نیز، از دیگر دلایل بی توجهی به فردوسی بیان شده است. بنا بر روایتهای نقل شده، سلطان محمود قهرمان اساطیری شاهنامه، رستم را بی ارزش توصیف کرد و قهرمانان سپاه خود را از رستم بسیار پهلوانتر خواند.
فردوسی از بی اعتنایی سلطان محمود بسیار خشمگین شد و در نکوهش او ابیاتی سرود و سپس دیار غزنین را ترک کرد و در شهرهایی مانند هرات، ری و طبرستان فراری شد.
در نهایت سلطان محمود پس از چند سال از رفتار خود با فردوسی پشیمان شد و برای دلجویی از او، قاصدی را با پاداش به توس فرستاد؛ اما دریغ که قاصد سلطان محمود به مراسم خاکسپاری فردوسی رسید. پس از آن دختر فردوسی هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و باز پس فرستاد.
آثار فردوسی
فردوسی در طول دوران زندگیاش اثری خلق کرد که تاثیرگذاری آن در فرهنگ و تاریخ ادبیات ایران از هزاران کتاب فراتر است. شاهنامه فردوسی اثری منظوم با بیش از ۶۰ هزار بیت است که سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی دارد. در سراسر کتاب شاهنامه، نیک و بد، خیر و شر و حق و باطل، نبردی دائمی دارند.
برگرفته ازhttps://www.kojaro.com/2020/10/9/190903/ferdowsi-persian-poet/
مجتمع فرهنگی شهید نیلفروش زاده با همت پدر شهید مهدی نیلفروش زاده (مرحوم عباسعلی نیلفروش زاده) و شهرداری در سه طبقه با زیربنای484 مترمربع ،در شهریور ماه 1396 به بهره برداری رسید. که کتابخانه در طبقه اول مجتمع واقع شده است.